
گریه هامو ندید بلند بلند خندید
یه جوری ازت ضربه خوردم چندسال و چند ماه فقط حرص خوردم
اصن خندهاتو بکن گریه هات بامن تنهایی هات با من اشک چشمات با من
من یه بچه یتیمم که همه بازیش میدن نه عشق چیزی داره نه کسی رو دیده من سعی میکنم به
مشکلاتی ک برام پیش اومده فکر نکنم و حتی وقتی با درد زندگی میکنم درسته تو دنیا چیزی ندارم انصافا من
از مردن نمی ترسم فقط فقط یکم نگرانم که اون دنیا خیلی شلوغ باشه اخه من چجوری بگردم دنبال مامانم.
امروز از بیمارستان مرخص شدم بچه شمالم ولی علاقه زیادی ندارم به دریا وجنگل
این عکس هم تو راه خونه گرفته بودم
گاهی لبهای خندان بیشتر از چشمهای گریان درد میکشند