
فقط تنها حرفم اینه خیلی زود زود تنهام گزاشتی خیلی زود بود خیلی
نمیتونستم باور کنم رفتنت رو مادرم
این آدمها با بی محلیشون با بی تفاوتیشون دلمو خون میکنن
و بنابراین بازم: خوش به حالت تونستی رد بشی از التماسم من هنوز نتونستم تورو بیرون کنم از دلم هیچی روم اثر نداره
هرجای این خونه بوی غم میده بوی غم مادرم و غم تو
حتی یه لیوان آب ناقابل وقتی تو نیستی طعم سم میده
اما بازم به سلامتی کسایی ک ندارمشون اما تو قلبم دارمشون
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان